السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

134

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

كرده آثارى بر آن مترتب مىشود ، و گاهى وجود ذهنى پيدا مىكند كه در اين صورت آن آثار از او سلب مىگردد - نيز ثبوت و تحققى است اما به واسطهء وجود ، نه از جانب خودش ؛ گرچه اين دو در خارج باهم متحدند . هم‌چنين روشن شد كه مفاهيم اعتبارى عقلى - يعنى مفاهيمى كه [ مستقيما ] از خارج گرفته نشده‌اند ، بلكه عقل آنها را از روى ناچارى و از سر نياز با فعاليت خاصى اعتبار كرده است ؛ مانند مفاهيم وجود ، وحدت ، عليت و نظائر آن - نيز به واسطهء ثبوت مصاديقى كه از آنها حكايت مىكنند ، از نوعى ثبوت برخوردارند ؛ گرچه اين مفاهيم نسبت به مصاديقشان [ حاكى از حدود ذاتى و ما هوى آنها نبوده و ] بسان ماهيات نيستند كه در حدود و ذات افراد خود داخل مىباشند . اين فصل دربارهء « نفس الأمر » گفت‌وگو مىكند . براى اين‌كه بدانيم مقصود از « نفس الأمر » چيست ؟ بايد ابتدا دربارهء ثبوت و مراتب گوناگون آن بحث كنيم . به‌طور كلى ، ثبوت و تحقق سه مرتبه دارد : انواع ثبوت 1 . ثبوت حقيقت عينى وجود : بنابر اصالت وجود ، تنها چيزى كه بالاصاله ثابت بوده و تحقق دارد ، حقيقت عينى وجود است . ثبوت حقيقت عينى وجود ، يك ثبوت ذاتى است و آن را از غير نگرفته است ، مانند سفيدى رنگ سفيد كه ذاتى آن مىباشد . بلكه بايد گفت : هيچ‌گونه مغايرتى ميان وجود و ثبوت نبوده و وجود ، عين ثبوت و تحقق است ، نه آن‌كه داراى ثبوت و تحقق باشد . 2 . ثبوت ماهيات : دومين مرتبهء ثبوت ، ثبوتى است كه به ماهيات نسبت مىدهيم ، چنان‌كه مىگوييم ، انسان هست ، سفيدى و سياهى هستند ، جواهر و اعراض در خارج تحقق دارند و مانند آن . مقصود از ماهيت همان چيزى است كه ذات و ذاتيات مصاديق خود را منعكس مىسازد و به اصطلاح در پاسخ پرسش از چيستى اشيا بيان مىشود . « انسان » ماهيت است ، چون بيانگر ذات افراد و مصاديق خويش مىباشد . خصوصيت ماهيت آن